چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387
علت موج تخریبی دولت مردمی آقای احمدی نژاد توسط برخی جریانات چیست ؟
قبل از ارائه پاسخ اصلی به این سوال ، باید بین نقد مشفقانه و سازنده و تخریب تفاوت قائل شد و ابتدا پذیرفت که در برخی موارد عملکرد دولت به گونه ای است که برخی نقدها و تذکرات ولو از سوی مخالفان وارد است . چنانچه انتقادات با هدف اصلاح اعلام نظر شود ولو از سوی مخالفان نیز باشد نباید نگران بود و بالعکس می توان آن را کمک به دولت در حل مسائل و اصلاح شیوه ها تلقی کرد . اما گاه لحن و شیوه ی بیان واقعیت ها و اشکالات به گونه ای است که تنها ابعاد منفی را بیان داشته و به نوعی سیاه نمایی و به ذبح واقعیت ها منجر می شود . که تخریب دولت و حتی نظام را رقم می زند. بدیهی است این نحوه اقدام که غالبا از سوی رقیبان و مخالفان دولت دنبال می شود با فاصله گرفتن از واقعیت ها و انصاف ، چهره زشتی به خود می گیرد که ریشه در عوامل زیر دارد :
1ـ وابستگی عده محدودی به دشمن یا احساس حقارت و خود کم بینی نسبت به دشمنان و تغذیه فکری و نظری از سوی آنان که در شرایط فعلی حاکمیت اصولگرایان را مانعی برای استحاله تدریجی نظام و تغییرات درونی می دانند و لذا به دنبال تخریب و تضعیف دولت فعلی برآمده اند . از نگاه این دسته از مخالفان دولت ، که در واقع ستون پنحم دشمن به حساب می آیند ، تضعیف دولت در واقع تضعیف نظام نیز به حساب می آید و لذا به سیاه نمایی و تخریب رو می آروند .
2ـ محوریت قدرت و منافع حقیر حزبی و جناحی در نزد برخی از رقبای سیاسی دولت فعلی که متاسفانه جایگزین منافع ملی و مصالح نظام شده و برای نیل به قدرت حاضرند با نادیده گرفتن تمام واقعیت ها ، تنها به بخش مربوط به ضعف ها توجه کرده و به بزرگنمایی مشکلات بپردازند . از نگاه این دسته اذعان به توفیق ها به تقویت دولت و افزایش شانس انتخاب مجدد رئیس دولت از سوی مردم منجر می شود که برای جلوگیری از ان باید به تبلیغات سیاه متوسل و به بزرگنمایی مشکلات پرداخت.
3ـ ناآگاهی و کسب اطلاعات یکسویه از مخالفان داخلی و خارجی نیز عامل دیگری است که گاه موج تخریب را از سوی برخی گروهها و اشخاص بدنبال می آورد که هم در بین برخی مخالفان دولت و هم غیر از مخالفان دیده می شود . طبیعی است موانع پیش روی اطلاع رسانی و محدودیت ها ، گاه غفلت ها و عدم اطلاع رسانی به موقع و لازم ، به چنین پدیده ای کمک کرده است .
4ـ بهانه جویی برای اعلام موجودیت و ابراز وجود در عرصه سیاسی ، همراه با عدم درک شرایط و موقعیت داخلی و پیرامونی نیز از دیگر عواملی است که گاهی موجب اتخاذ مواضع تخریبی علیه دولت می گردد. آفتی که نه تنها در بین مخالفان دولت که در بین برخی بخش های همسو و اصولگرا نیز به چشم می خورد .
خلاصه کلام علت به راه افتادن موج تخریبی علیه دولت احمدی نژاد را باید در میان طیفی از عوامل و گروه های سیاسی جستجو کرد که از مخالفت با اصل نظام و تلاش برای ناکارآمد جلوه دادن گفتمان مبتنی بر اصولگرایی تا رقابت های سیاسی و غفلت ها و بی اطلاعی ها را شامل می شود .
ماهنامه معیاد / سال پنجم
جمعه دوازدهم بهمن 1386
علت تمایز شهادت امام حسین (ع)
جمعه هجدهم آبان 1386
جادوی اندیشه و کلام
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386
در زنجير بودن يا نبودن شيطان ، مسئله اين است ....
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
حق تساوي در مشاغل عمومي
« هر کس در کشورش حق برابر در رسیدن به شغل عمومی دارد . »
طبقه بندی مشاغل در تاریخ کهن بشری بر پایه طبقه بندی اقشار مختلف مردم بر اساس تبعیض نژادی یا تبعیض حرفه ای بود .
به طور نمونه در ایران باستان شغل و طبقه خانواده سلطنت ساسانی ، روحانیون زرتشت ، نظامیان ، بازرگانان و سرانجام پیشه وران و کارگران حکایت از نوعی آپارتاید شغلی و حرفه ای داشت و بر اساس همین تبعیض در مشاغل صاحبان شغل های پست حق تعلیم و تعلم نداشتند و مطابق نظام طبقه بندی مشاغل ساسانیان طبقه پایین محکوم به بی سوادی و بی دانشی بودند اما اسلام به علم آموزی و رفع تبعیض نژادی و شغلی پرداخت و تساوی بشر را در علم و حرفه ها و فنون از شعارهای اصلی خود قرار داد و هیچ کس را محکوم به جهالت و محروم از منزلت شغلی و اجتماعی ندانست .
اما اکنون و امروز آیا نظام های سیاسی یهودی و مسیحی مانند رژیم اشغالگر قدس و نظام سیاسی امریکا به اندازه ای که نظام جمهوری اسلامی ایران فضای سیاسی و مشاغل عمومی را برای یهودیان ، مسیحیان ، زرتشتیان و ارامنه در مجلس شورای اسلامی باز گذاشته است آنها باز می گذارند؟
آیا نماینده مسلمانان در مجلس رژیم صهیونیستی حق دارد از حقوق مسلمانان در جلوگیری از جنایتهای رژیم صهیونیستی سخن بگوید ؟
آیا در کنگره ی آمریکا نماینده مسلمانان امریکا به لحاظ تعداد جمعیت آنان از حقوق سیاسی اجتماعی در مشاغل عمومی امریکا بطور یکسان با دیگر تابعان آمریکا برخوردار است ؟
مقایسه ای ساده از نظام های سیاسی غربی در قبال تفکر حکومتی انقلاب اسلامی کشورمان واقعیت های تلخ نابرابر مسلمانان در برابر مسیحیان و یهودیان به وضوح آشکار می شود . بویژه آنکه عناصر شرور صهیونیست بین المللی در امریکا و انگلیس و سایر کشورهای غربی با نفوذ در جامعه مسلمانان از طریق بافت های نفاق با تخریب و ترور به نام اسلام ولی به کام خود فتنه گری نیز می کنند و این وضعیت شوم اوضاع جامعه مسلمانان را به لحاظ اجتماعی و اقتصادی متشنج تر اواسفناک تر می سازد .
منشاء حقیقی قدرت خداست و اعتبار حاکمیت ها باید به او مستند شود .
یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386
سبحان من يراني و یسمع كلامي
آورده اند كه هنگامي كه موسي (ع) از طرف خداوند براي رفتن به سوي فرعون و دعوت او به خداپرستي مأمور شد ، او (كه احساس خطر مي كرد ) به فكر خانواده خود افتاد و به خداوند عرضه داشت : پروردگارا چه كسي از خانواده من سرپرستي مي كند ؟ خداوند به موسي فرمان داد : عصاي خود را بر سنگ بزن . موسي عصايش را بر سنگ زد و آن سنگ شكست . در درون آن سنگ ديگري نمايان شد و عصايش را به سنگ زد و آن نيز شكسته شد و درونش سنگ ديگري را ديد . موسي ضربه ديگري با عصاي خود بر سنگ سوم زد و آن نيز شكسته شد . درون آن سنگ كرمي را ديد كه چيزي را به دهان گرفته و مي خورد . پرده حجاب از گوش موسي كنار رفت و شنيد كه آن كرم مي گفت :« سبحان من يراني ويسمع كلامي ...» پاك و منزه است آن خداوندي كه مرا مي بيند و سخن مرا مي شنود و به جايگاه من آگاه است و به ياد من هست و مرا فراموش نمي كند .
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386
پاسخ به شبهه اي درباره حضرت زهرا (س)
رفع شبهه
چرا د ر هنگام هجوم به خانه فاطمه زهر (س) با اين كه همسر و فرزندان ايشان در منزل حضور داشتند و خادمه ايشان هم حاضر بوده است ، پس چرا زهرا (س) به پشت در مي ايد؟ و با انها سخن مي گويد ؟
اين معناي دفاع از مقام امامت و نهضت و انقلاب رسول الله بود . و اين وظيفه را براي ما مشخض مي سازد كه ، در دفاع از مقام ولايت و امامت ، زن و مرد يكسانند .
و بعد از بردن علي (ع) به مسجد زهرا(س) با وجود جراحات حاصل شده به مسجد مي ايد و فرياد مي زند پسر عمم را رها كنيد در غير اين صورت نفرين مي كنم . ايا مي توان گفت كه چون بعد احساسي در بانوان خيلي قوي است و زهرا (س) هم از بعد احساس برخورد مي كند؟ اگر اين گونه قضاوت كنيم به زهرا (س)و به همه زنان جهان ظلم كرده ايم .
درموقع دفاع از حقوق فردي (غصب فدك) هنگامي كه مأمورين زهرا (س) را از فدك بيرون راندند ، زهرا (س) احقاق حق مي كند كه به ان توجهي نمي شود . به شهادت تاريخ ايشان چندين شب به در خانه مهاجر و انصار مي رفتند و انها را مخاطب قرار داده و مي فمودند كه : ايا شما ناظر نبوديد كه پدرم فدك را به من بخشيد ؟ ايا شما شهادت نمي دهيد ؟ ايا شما شاهد ماجراي قدير خم نبوديد ؟ و چون با بي تفاوتي مردنمايان مواجه شدند در مجلس علني و عمومي دولت ونظام را استيضاح كردند و سخناني ايراد فرمودند كه هنوز هم عده اي از منافق صفتان مي گويند: انچه زهرا (س) در ان مجلس گفتند ديكته شده علي (ع) بود وگرنه يك زن نمي تواند اين گونه سخن بگويد .
و باز تاريخ سخنان ديگري از زهرا (س) ثبت كرده كه هنگامي كه ايشان در بستر بيماري بودند ، جمعي از زنان مهاجر و انصار براي عيادت ايشان آمدند و پرسيدند : ديشب را چگونه صبح كردي اي دختر رسول خدا (ص) « كيف اصبحت من عليك يا ابنت رسول الله » فرمود:«اصبحت والله عائفة لدنياكنٌ» صبح كردم در حاليكه از اجتماع شما بي زارم ... «.... لرجالكنٌ» نسبت به مردان شما بيزارم «لفظتهم بعد ان عجمتهم » انان را از دهان خويش بدور افكندم «و شنئتم بعد ان سيرتهم » به انان بغض ورزيدم انگاه در حالتشان تعمق ورزيدم . « قبحاً لفلول الحد » چه زشت است كندي شمشيرها يشان « و للعب بعد الجد » و سستي و بازي انها بعد از تلاش و كوشش ... اين سخنان تماما مسائل بيدار كنند اي بود كه به عنوان وظيفه به زنان اموخت تا از خواب غفلت بيدار شوند و از حريم ولايت دفاع كنند.
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386
ناتوي فرهنگي
ناتوي فرهنگي واژه اي است كه اولين بار مقام معظم رهبري ان را در يكي از سخنرانيهايشان مطرح نمودند ، شايد در ادبيات سياسي ايران اصطلاح جديدي باشد اما در ادبيات سياسي جهان مسئله جديدي نيست.
ايالات متحده امريكا در دوران جنگ سرد كه از سالهاي بعد از جنگ جهاني دوم آغاز و با فروپاشي شوروي سابق پايان يافت براي مبارزه فرهنگي و اطلاعاتي با شوروي سابق دست به تشكيل سازمان هاي به ظاهر فرهنگي و دانشگاهي زد كه محققان از انها با نام ناتوي فرهنگي ياد مي كنند . ناتوي فرهنگي در زمان جنگ سرد مستقيماً توسط سازمان سيا اداره مي شد و در حيطه هاي مختلف به فعاليت هاي فرهنگي مشغول بود كه از جمله ديگر فعاليتهاي اين ناتوي فرهنگي كنترل محتوا و حتي جهت دهي به هنرهايي مانند موسيقي ، نقاشي وفيلم سازي و ... بوده است .
امروز هم بلاشك آمريكا و بعضي از كشورهاي اروپايي در تهاجم فرهنگي بر عليه جمهوري اسلامي ايران شروع كردهاند شاهد به كارگيري مجدد برخي از روشهاي زمان جنگ سرد، عليه جمهوري اسلامي ايران هستيم، كه يكي از اين روشها به تعبير مقام معظم رهبري، ناتوي فرهنگي است.
رهبر معظم انقلاب اسلامي چندي پيش در جمع دانشجويان و دانشگاهيان استان سمنان در خصوص اجنتابناپذير بودن تحولات در جوامع بشري، كنترل تحولات جهاني به دست صهيونيسم و سرمايهداري جهاني را خطري جدي خوانده و بيان داشتند: «باندهاي بينالمللي زر و زور كه براي تسلط بر منافع ملتها، سازمانهاي نظامي ناتو را تشكيل داده بودند، اكنون براي نابودي هويت ملي جوامع بشري و تحقق بيشتر اهدافشان در پي تشكيل ناتوي فرهنگي هستند تا با استفاده از امكانات زنجيرهاي، متنوع و بسيار گسترده رسانهاي، سررشته تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشورها و ملتها را به دست بگيرند كه بايد هوشيارانه، اين مسئله را زير نظر داشت..
از نظر كارشناسان فرهنگي
سعيد ابوطالب گفت: حوزه و دانشگاه بايد با ايجاد اتاق فكر، مباني نظري مقابله با تهديدهاي «ناتوي فرهنگي» را ترسيم كنند.
ابوطالب با اشاره به اين كه تهديدي با آن روبهرو هستيم، نه نظامي است و نه اقتصادي، بيان داشت: مسيري كه دشمن پيش گرفته، از جنس فرهنگي است و قصد از بين بردن هويت ما را دارد. ابزارهايش هم ميتواند، ماهواره و برخي از سايتها اينترنتي، برخي از جريانهاي داخلي كه مدتي حتي در بدنه روزنامهنگاران ما رسوخ كرده بودند و هفتههاي فرهنگي و هنري ما باشد.
براي مقابله با اين موضوع بايد ابتدا اين هجوم باور شود، چون سالها طول كشيد كه دولتمردان ما باور كنند چيزي به نام «تهاجم فرهنگي» كه از سوي مقام معظم رهبري عنوان شد، وجود دارد. اين باور بسيار مهم است و هماكنون اين فهم در بدنه فرهنگي و دانشگاهي ما وجود ندارد.
مقابله با اين يورش هم برخوردهاي انفعالي نبايد باشد. بايد قدم به قدم مقابله كرد. بايد اتاق فكري ايجاد كرد و براي اين مقابله، مباني نظري ترسيم كرد. اين كار ابتدا بايد در دانشگاه و حوزه انجام شود و آنها مباني نظري را تعريف كنند. بعد هم اين مباني به سياستگذاري، پروژه و اجرا ختم ميشود.
مجيد گودرزي مشاور معاون بينالملل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، براي مقابله با «ناتوي فرهنگي» غرب ميبايست با ايجاد شوراي فرهنگي و راهبردي به ترسيم نقشه مقابله با ناتوي فرهنگي كه در آينده هجوم آنها را خواهيم ديد، پرداخت .
كشورهاي غربي با تشكيل پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) در صدد بر آمدند كه اقدامي پيشگيرانه را در دستور كار خود قرار دهند، اما با فروپاشي شوروي و رشد انقلاب اسلامي در ايران و ايجاد بينش اسلامي سياسي در جهان اين كشورها در برابر مقاومت مسلمانان متوسل به شيوههاي مختلف تبليغاتي، نظامي و سياسي شدند كه بحث نظامي آن را در كشورهايي چون لبنان، افغانستان، عراق و ... شاهد بوديم.
اما تحولات چند سال اخير نشان داد كه سلاح نظامي كاربرد موفقي براي زيادهخواهان غربي نداشته است. در همين راستا غرب به دنبال تشكيل مجموعه فكري منسجم بر آمده كه از راههاي فرهنگي و با به كار بردن ابزارهاي تبليغاتي و اقتصادي از اتحاد ملتها جلوگيري و سلطه خود را به ملتها تحميل كند.
پرويز سروري عضو كميسيون فرهنگي مجلس : براي مقابله با تهديدهاي «ناتوي فرهنگي» ميبايست «اوپك فرهنگي» تشكيل شود.
برداشت رهبري و هشداري كه در حدود يك دهه قبل ايشان دادند، نمايانگر عمق نگاه تيزبينانه وي در خصوص مسايل فرهنگي است و اين نمايانگر اوج عظمتي است كه جمهوري اسلامي ايران توانسته در جهان ايجاد كند.
مهمترين اقدام ناتوي فرهنگي ايجاد اختلاف و شكاف در جهان اسلام خواهد بود، چون آنها احساس ميكنند بايد در مقابل تهديدي كه از سوي اسلام وجود دارد، نيازمند تجميع ظرفيتهاي فرهنگي خود هستند. بنابراين در عين حال كه اين ميتواند يك فرصت براي ما باشد، ميتواند تهديد هم باشد كه اگر ما در راستاي ساماندهي و آرايش ظرفيتها فرهنگي خود اقدام نكنيم، ضرر خواهيم كرد.
جواد آرينمنش، عضو كميسيون فرهنگي مجلس : پيرايش چهره فرهنگي كشور يكي از راههاي مبارزه با «ناتوي فرهنگي» است، چون بسياري تهاجم فرهنگي را يك توهم ميدانند.
توسعه بدون توجه به موضوعات انساني و اجتماعي توسعهاي ناقص است و پيرايش چهره فرهنگي كشور هم مستلزم يك عزم جدي است، تهاجم فرهنگي با تحميل باورها، اخلاقيات و هويتي جعلي و غيراسلامي و استكباري در كشورهاي در حال توسعه، همراه است و سعي ميكنند با استفاده از برتريهاي سياسي، نظامي و اقتصادي خود به مباني و افكار و ارزشهاي ملتها هجوم بياورند و با نفي و ترد ارزشهاي آنها حاكميت خود را تثبيت و ارزشهاي مطلوب خود را تحميل كنند.
فاطمه آليا، عضو كميسيون فرهنگي مجلس : متوليان فرهنگي كشور ضريب حساسيت كمي نسبت به دغدغههاي فرهنگي مقام معظم رهبري درخصوص تهاجم فرهنگي دارند.
محمدتقي رهبر عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي : اگر بيدار باشيم و خوب عمل كرده و روشنگري كنيم، هجمه «ناتوي فرهنگي» را دفع خواهيم كرد و بيدارگري ملل اسلامي را شاهد خواهيم بود.
افتخاري عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلام :همانطور كه مقام رهبري فرمودند در حال حاضر علاوه بر تهديدات و تحريمها عليه ملت ايران يك نوع ورود فرهنگي دارند كه در جامعه امروزي اين ورود و تهاجم فرهنگي را در غالب پوشش لباسها، مدلها و رفتار ميبينيم. براي مقابله با ناتو فرهنگي و تهاجم فرهنگي به عزم همگاني نيازمنديم و بايد به يك خودباوري فرهنگي رسيده و آن را حفظ كنيم.
غلامرضا قلندريان مدير مسوول روزنامهي قدس:در حوزهي فراملي ميتوانيم با تاسيس يك خبرگزاري بينالمللي و همكاري كشورهاي منطقه نقش موثري در كاهش انحصاري خبري از سوي دنياي غرب داشته باشيم.
امروز شرايط كشورها به گونهاي پيش ميرود كه با توجه به بحرانهايي كه در كشورهاي مختلف مانند عراق، افغانستان، لبنان و حتي كشورهاي اروپايي وجود دارد، مردم جهان ميخواهند آخرين اطلاعات و اخبار را از منابع موثق كسب كنند، از اين رو خبرگزاريهاي بينالمللي در اين عرصه نقش موثري ايفا ميكنند و هر خبرگزاري كه اطلاعات واقعي و صحيحي را در اختيار مخاطبان قرار ميدهند، اعتباري بيشتري را كسب خواهد كرد.
بايد رسانههاي منطقه يك جريان چندصدايي را ايجاد كنند و با برگزاري جلسات همفكري و همانديشي بتوانند در جهت تقويت بنيهي عملي و فرهنگي خود گام بردارند و در كنار آن با تجهيز به تكنولوژيهاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي در مقابل اين هجمهي فرهنگي از سوي رسانههاي دنياي غرب بايستند.
به عقيدهي وي دشمن در برهههاي متفاوت زماني، دستآويزهاي مختلفي در نظر گرفته و سعي كرده است از طريق شبيخون و بستههاي فرهنگي اهداف خود را پيش ببرد و به نظر ميرسد با توجه به شكستي كه در هر زمينهي ميخورد، حركت جديدي را از سرميگيرد، بنابراين به طور طبيعي در مقابل اين ناتوي فرهنگي، بايد زيرساختهاي علمي، فكري و فرهنگي كشورهاي منطقه را تقويت و محكم كنيم و سپس با همكاري رسانههاي كشورهاي منطقه به انتشار صحيح اخبار در اوضاع منطقه و جهان بپردازيم.
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385
اوتيلاريسم
اوتیلاریسم پنهان در قامت تسهیلات نوین بانکی
در چند سال اخير شاهد تبليغات روز افزون و گسترده و بسيار وسوسه انگيز و اغواكنندۀ بانكها و مؤسسات اعتباري در واگذاري اعتبارات مختلف هستيم . آنچنان كه اين مؤسسات رقابتي تنگاتنگ با يكديگر و براي جذب مشتريان بيشتر بر ميزان درصد اعتبارات خود مي افزايند . اما اين جلب مشتري بيشتر مستلزم مصرف بيشتر است . در گذار از دوره كلاسيسم سنتي و خرده سرمايه داري كلاسيك و ورود به سرمايه داري مدرن نياز جبري به توليد مصرف و به عبارت بهتر تقويت مصرف بيش از هر زمان ديگري وجود دارد. اما پيش از ورود به بحث اصلي مي بايد تعريفي از مصرف داشته باشيم .
مصرفهاي اصلي آنهايي هستند كه سرشت انسان ايجاب مي كند و به آن نياز دارد و در مقابلِ مصارف فرعي هستند كه نياز واقعي نيستند و صورت بسيار نامحدود داشته و دامنه انها از گذشته تا حال وسعت بسيار پيدا كرده است . نياز مصرف هاي فرعي چنان مي تواند انسان را متأثر از خود كند كه گاه انسان از آنها تصور نيازهاي اصلي را داشته و گاه به ميزان شدت آنها تمايز ميان اصلي و فرعي بودنشان براي او بسيار دشوار خواهد گشت . سرمايه داري نوين براي بقاي خود نياز حياتي و مداوم به توليد افزونتر مصرفهاي تفنيي دارد تا از اين را به شكار مشتريان بيشتر بپردازد . براي نيل به اين مقصود اصولي ترين راه تغيير ذائقه متناسب با روز است اما چگونه ؟ بوسيله تبليغات ، با تبليغات اغوا كننده .
بوسيله تبليغات مي توان بگونه اي ذائقه را دگرگون ساخت كه اصل را به جاي بدل عرضه نمود . در سرمايه داري نوين هر روز براي افراد جامعه مصرف جديدي ساخته و بشدت برايش تبليغ مي كنند . اما براي دوره اي محدود و خاص ! سپس مصرف ديگري را توليد مي كنند و مصرف قديمي را از گردونه خارج مي سازند . و به هر ميزان كه بر تعداد مصارف اينچنيني افزوده مي گردد. انسان از حالت طبيعي خود بيشتر منحرف گشته و با خود بيش از پيش فاصله مي گيرد . از سوي ديگر وقتي در مواجهه با هجوم همه جانبه مصارف رنگارنگ قرار مي گيرد وادار مي شود به هر صورت ممكن فاصله ميان در آمد محدود خود و اضافه مصرف را پر كند و عملا مبدل به ماشيني مي شود كه كارش فقط مصرف است .
سرمايه داري امروزي براي ايجاد چنين رويه مصرفي شرايط گوناگوني را خلث مي كند تا احساس قدرت خريد كاذب و دروغين درانسان بوجود آيد . اين قدرت خيالي انسان را مجاب مي كند تا ملاك مصرفش نياز باشد نه توانايي و بضاعت . در اين ميان بانكها و مؤسسات مالي به كمك سرمايه داري شتافته و عملاً با اعطاي وام و تسهيلات ويژه شرايطي را بوجود مي آورند كه افراد احساس قدرت خريد دروغين را در خود پيدا كنند. و وقتي چنين احساسي به وجود امد او جداً دچارعدم امكان پرداخت اقساط كالاهاي مصرفي شده و براي پركردن فاصله در امد با مصرف دست به كارهاي اغراقي مي زند كه اين كارها يا نا مشروعند مثل رشوه خواري ، دزدي و يا مشروعند مثل اضافه كاري و چند شغلي بودن كه مضرات هر كدام معلوم و مشخص است .
اينجاست كه فرد بيشتر و بيشتر آرامش خود را فداي خريد وسايل آسايش خويش مي كند . از ديگر تبعات ان بروز فاصله طبقاتي و شكاف عميق تر ميان طيف هاي مختلف جامعه مي باشد . در پرتو چنين تسهيلاتي مسأله اي ديگر نيز رخ مي دهد و آن مصادره آينده به نفع امروز است . بسياري معتقدند انسان به ميزاني صاحب سرمايه است كه آينده اي آزاد داشته باشد . انساني كه زير بار خروارها قسط ، وام و بدهي هاي طويل المدت مي رود پاي بند آينده خويش است و هيچ كاري جز پرداخت به موقع اقساط خويش ندارد و در واقع برده اينده خويش است و اين بردگي تحفه اي است كه اقتصاد با ايجاد تخيل قدرت خريد بوجود آورده است . اين يعني محو شدن آزادي در حالي كه انسان امروز عناوين آزادي سياسي ، حقوقي و اقتصادي را يدك مي كشد .
با رويكردي واقع بينانه در خواهيم يافت كه رواج مصرف گرايي بدون پشتوانه آينده اي خطرناك راد در برخواهد داشت كه اميد است عموم كشور هرگز اسير چنين سيستم تجربه نشده اي نگردد.
يه نقل از ماهنامه سايه شماره 11
1 اوتيلاريسم ؛ نام مكتبي است كه تنها حقيقت موجود را منفعت طلبي و سود جويي مي داند .
شنبه بیست و یکم بهمن 1385
نقد 300
نقد فيلم سيصد (300)
در شرايطي كه كشورهاي غربي تلاش مي كنند تا برنامه هسته اي ايران را تهديد براي امنيت و صلح جهاني معرفي كنند و تنها هدف دانشمندان ايراني را ساخت سلاح هسته اي براي تهديد همسايگان و كشورهاي منطقه مي دانند ، ماشين تبليغاتي آمريكا در هاليوود جبهه جديدي را عليه تاريخ و فرهنگ ايران گشوده كه تأكيدي بر جهت گيري هاي سياسي اخير كاخ سفيد است . حدود يك ماه و نيم قبل فيلمي به نام 300 در سينماهاي امريكا به نمايش در آمده كه در ظاهر در چارچوب روند اقتباس از كتابهاي كميك پرفرش جهان ، فيلمي پاپ كورتي و مملو از جلوه هاي ويژه است ، اما در واقع بخشي از سياست تبليغاتي كلان دولت بوش براي نمايش چهره اي خصمانه و ستيزه جو از ايرانيان به حساب مي آيد.

موضوع اصلي فيلم 300 ، لشكركشي خشايار شاه پادشاه ايران به يونان و مبارزه با لشكر اسپارتي ها در مكاني به نام دره ترموپيل است كه اكنون در روايات تاريخي جهان جايگاهي ويژه دارد. دليل اين ويژگي روايت افسانه گونه (هردوت) مورخ يوناني از اين لشكركشي است . پس از شكست داريوش در لشكر كشي به يونان كه عمدتاً به دليل طوفان در درياي سياه و نابود شدن بخش اعظم نيروي درياي او بود ، پسر او خشايار شاه ، براي جبران اين شكست و همچنين انتقام از يونانيان كه ناجونمردانه ، به شهر ليديه حمله برده و آن را پس از تصرف آتش زده بودند ، قصد تصرف آتن را داشت . در نوشته هردوت اشاره
مي شود كه در جريان اين نبرد خشايار شاه لشكري مركب از يك ميليون سرباز!!! را كه عمدتاً از ساتراپ هاي مختلف ايران جمع آوري شده بودند ، را به يونان مي آورد اما در تنگه ترموپيل اين خيل عظيم سربازان در مقابل 300 سرباز اسپارتي تا مرز شكست پيش مي روند ، تا اينكه به كمك و خيانت يكي از سربازان لشكر لئونيداس راه فرعي را پيدا كرده و با انتقال بخشي از نيروها به آن سوي تنگه ، نيروهاي اسپارتي را از پا در مي آورند!!!
Ñليئونيداس پاداشاه اسپارت ، خيلي ها معتقدند اوشبييه ترين كاراتر فيلم از نظر ظاهر به ايراني هاست .

فيلم 300 ، فيلمي تخيلي و با تاريخ جعلي است كه اكثر صحنه هاي آن در استديو و با پرده آبي فيلم برداري شده است و سپس با جلوه هاي ويژه ي كامپيوتري بازسازي شده . سايت «ورلدنت ديلي» نسبت به اين فيلم هشدار داده و آن را نمايشي صرف از هم جنس بازي و خونريزي قلمداد كرده است . در اين فيلم سعي شده كه ايرانيان مردمي شيطاني و وحشي معرفي شوند.
سهيل كريمي در نقد فيلم 300 مي گويد : سينماي هاليوود از حربه هاي گوناگوني استفاده مي كند تا تجاوز و وحشي گري ايرانيان را اثبات كند و در اين فيلم مي بينيم كه چطور ايرانيان را به شكل هيولا به تصوير كشيده اند و از القاب نامناسب استفاده مي كنند . اگر در مقابل غربي ها كوتاه بياييم ، اين ها باعث نابودي ما مي شود. در هفت هشت سال گذشته ، فيلم هاي هاليوود بيشتر جنبه ي تروريستي داشته و خواستگاه آن كشورهاي عربي بوده و سال هاي اخير چرخش محسوسي به روي ايرانيان داشته كه ابتدا با فيلم «اسكندر» شروع شد .
مسعود فراستي منتقد سينما در جلسه نقد 300 در بين دانشجويان گفت : سينماي هاليوود از اوايل قرن بيستم با آثار «گريفيث» شروع به تحريف كردن تاريخ ملل كرده ، سينما براي امريكا فرهنگ سازي مي كند و بعد از اسلحه اين هنر بزرگترين صادراتش است و فرهنگ سازي و هويت زدايي مي كند و جوان هاي ساير كشورها را تبديل به سرباز هاي ارتش امريكا مي كند .
فيلم 300 نخستين اثر ضد ايراني آمريكايي ها نيست . پيش تر آثاري چون « بدون دخترم هرگز» (عليه ايران امروز) و«اسكندر» را نيز در اين زمينه ساخته اند . فيلم سيصد از نظر ساختار سينمايي ارزش هنري و شخصيت پردازي ندارد .
دكتر وثوقي : آن چه در اين فيلم گفته شد ، فراتر از يك دروغ نيست . عظمت تاريخ ، فرهنگ و اصالت انساني ما آن قدر زياد است كه اين فيلم را فقط توهين نسبت به ايران نمي دانيم بلكه توهين به تاريخ بشري است .

